معنی بیتالحرم
5 بازدید
[ بَ تُلْ حَ رَ ] (اِخ) بیت الحرام. بیت العتیق. بیت اللََّه. خانهٔ خدای : تا بوستان بسال بهشت ارم شود صحرا ز عکس لاله چو بیت الحرم شود. منوچهری. تیغ دودستی زند بر عدوان خدای همچو پیمبر ز دست بر در بیت الحرم. منوچهری. او جدا کرد آن کسانی را سر از تن بی خلاف کز جفا بیحرمتی کردند در بیت الحرم. سنایی. نه کبوتر که امان یافت ز تیغ به ادب خاصهٔ بیت الحرم است.خاقانی. رجوع به مادهٔ قبل و رجوع به ذیل حج شود.
کلمات همقافیه با «بیتالحرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر