معنی بیت‌الحرام

معنی بیت‌الحرام

4 بازدید
[ بَ تُلْ حَ ] (اِخ) بیت الدعا. کنایه از مکهٔ معظمه. (آنندراج). کعبه. بیت اللََّه. خانهٔ خدا. بیت العتیق : خداوند خواندش بیت الحرام بدو شد ترا راه یزدان تمام. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۷ ص ۱۸۴۶). پیاده بیامد به بیت الحرام سماعیلیان زو شده شادکام.فردوسی. به قندیل شامی شد آراسته مساجد ز کردار بیت الحرام.سوزنی. صدر تو بیت الحرام اهل نظم است از قیاس بنده از سالی بسالی زایر بیت الحرام.سوزنی. دیده بردار ای که دیدی شوکت بیت الحرام قیصران روم سر بر خاک و خاقان بر زمین. سعدی. بدو گفت سالار بیت الحرام که ای حامل وحی برتر خرام.سعدی. گرد بیت الحرام خم حافظ گر نمیرد بسر بپوید باز.حافظ. رجوع به بیت الحرام شود. || در اصطلاح صوفیه، بیت الحرام کنایت از قلب انسان کامل است، که حرام است بر سوای محبوب که هرکه صاحب دلی چنین باشد طلب و طالب است و هم مطلوب. (اصطلاحات شاه نعمت اللََّه از فرهنگ مصطلحات عرفا تألیف سجادی ص ۹۲).

کلمات هم‌قافیه با «بیت‌الحرام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید