معنی بیابانگردی
6 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) زیستن در بیابان. بدویت. چادرنشینی. بیابان نوردی. عمل بیابان گرد.
کلمات همقافیه با «بیابانگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر