معنی بیابانک
6 بازدید
[ نَ ] (اِ مصغر) صحرای خرد و کوچک. (ناظم الاطباء).[ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان سرخه است که در بخش مرکزی شهرستان سمنان واقع و دارای ۱۲۰۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان سرخ بخش مرکزی شهرستان سمنان است و دارای ۲۰۰ تن سکنه است. نام ایستگاه راه آهن نیز میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). || نام موضعی است. از آنجاست علاءالدولهٔ سمنانی. (رشیدی). ناحیه ای در کویر نمک مشتمل بر چندین قریه مهمترین آنها جندق است.
کلمات همقافیه با «بیابانک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر