معنی بیاباننشین
4 بازدید
[ بانْ، نِ ] (نف مرکب) صحرانشین و بدوی و مردمانی که در بیابان زندگی میکنند. (ناظم الاطباء). بیابان نشیننده. آنکه در بیابان زیست کند. صحرانشین. بدوی. چادرنشین : حاتم طایی که بیابان نشین بود اگر شهری بودی از جوش گدایان بیچاره شدی. (گلستان). || گوشه نشین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیاباننشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر