معنی بگمان افتادن
6 بازدید
[ بِ گُ اُ دَ ] (مص مرکب) به شک و ابهام دچار شدن. گرفتار آمدن. شک. (ترجمان القرآن) (تاج المصادر بیهقی). تشکّک. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «بگمان افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر