معنی بکماز کردن
6 بازدید
[ بِ ما کَ دَ ] (مص مرکب) مجلس شراب داشتن. (برهان). می گساردن. و رجوع به بگماز کردن شود.
کلمات همقافیه با «بکماز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر