معنی بکروی
6 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ) بمعنی بکرایی است که آن میوه ای باشد شیرین میان نارنج و لیمو. (برهان) (ناظم الاطباء) (از جهانگیری) (از آنندراج) (از مؤید الفضلاء). رجوع به بکرایی شود. || (ص) بسیار شرابخوار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بکروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر