معنی بکة
5 بازدید
[ بَ کْ کَ ] (اِخ) مکهٔ معظمه، یا آنچه مابین دو کوه مکه است، یا موضع بیت، یا طوافگاه آن بدان جهت که ازدحام مردم در آن میشود یا گردن جباران را می شکند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). یکی از نامهای مکهٔ مکرمه است نظر به روایت، این نام مخصوص وسط شهر و حرم شریف بوده است. (از قاموس الاعلام ترکی). نام قدیمی مکهٔ معظمه. (غیاث) (آنندراج). اندرون مکه. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۲۷) (مهذب الاسماء). ام القری. نام بطن مکه و از این رو بدین نام خوانده شده که مردم در آنجا ازدحام می کردند یا گردن جباران را می شکند. (از اقرب الموارد).[ بَ کْ کَ ] (ع مص) دریدن و پاره پاره کردن و ریزه ریزه نمودن. (آنندراج) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || مزاحمت کردن و رنجاندن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نرمی کردن و رحم نمودن با کسی، از اضداد است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || بازداشتن نخوت کسی را و پست گردانیدن او را و برانداختن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || شکستن گردن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || حاجتمند شدن. || سخت بدن گردیدن از دلاوری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). || در مشقت انداختن زن را بجماع. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). در مشقت انداختن. (آنندراج). || فراهم و مزدحم ساختن خران و جز آنها را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر