معنی بکاولی
6 بازدید
[ بَ وَ ] (ص نسبی) منسوب و متعلق به بکاول، لوازم مطبخ و آشپزخانه. (ناظم الاطباء). رجوع به بکاول شود. || (حامص) شغل و علم بکاول، بقاول. رجوع به بکاول شود.
کلمات همقافیه با «بکاولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر