معنی بکاغذ بردن
7 بازدید
[ بِ غَ بُ دَ ] (مص مرکب) به بلندترین درجات بزرگواری کسی را سرافراز کردن. (ناظم الاطباء). بعزت تمام بردن. (آنندراج). بعزت بردن. (شرفنامهٔ منیری): نه قندی که مردم بصورت خورند که ارباب معنی بکاغذ برند. سعدی (از آنندراج) (از شرفنامهٔ منیری). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۳۳۲ و مؤید الفضلاء شود.
کلمات همقافیه با «بکاغذ بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر