معنی بکاض
7 بازدید
[ ] (اِ) دیوانه را گویند، بزبان پهلوی. (لغت فرس اسدی).
کلمات همقافیه با «بکاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر