معنی بچه سقط کردن
5 بازدید
[ بَ چَ / چِ / بَ چْ چَ / چِ سِ کَ دَ ] (مص مرکب) بچه انداختن. بچه افکندن. طفل نوزاد و نورس را خارج از قاعدهٔ معهود به دنیا آوردن. ساقط کردن بچه. کورتاژ.
کلمات همقافیه با «بچه سقط کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر