معنی بچهٔکو
4 بازدید
[ بَ چَ / چِ / بَ چْ چَ / چِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بچه که از کوچه بردارند و پرورش دهند. (از برهان قاطع) (از آنندراج). کودکی که از راهگذر برداشته باشند. (ناظم الاطباء). لقیط. کوی یافت. || حرامزاده. (شرفنامهٔ منیری). فغاک. خشوک. سند. سندره.
کلمات همقافیه با «بچهٔکو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کو» برای سرودن شعر