معنی بچهکنک
6 بازدید
[ بَ چَ / چِ / بَ چْ چَ / چِ کُ نَ ] (نف مرکب) آنچه بچه کند. که بچه کند. || در تداول کودکان مکتبی، طلق تالک. بچه های مکتب طلق را میان کتاب نهند و بعد از چندین روز از آن ورقهٔ دیگر پدید آید و آنرا بچهٔ او گمان برند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بچهکنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر