معنی بچهدار
6 بازدید
[ بَ چَ / چِ / بَ چْ چَ / چِ ] (نف مرکب) دارای کودک. دارندهٔ بچه. صاحب بچه. || محافظ و نگهبان بچه. || حامله. آبستن. (ناظم الاطباء). زنی که بچه دارد. زن حامله. (آنندراج). باردار. حامل : زهدانکتان بچهٔ بسیار گرفته پستانکتان شیر بچه دار گرفته.منوچهری. ناقهٔ مصیاف؛ ماده شتر بچه دار. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بچهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر