معنی بچهخوره
6 بازدید
[ بَ چَ / چِ / بَ چْ چَ / چِ خوَ / خُ رَ / رِ ] (نف مرکب) جفت جنین. (یادداشت مؤلف). || حیوان موهوم که بچه خورد. آل. (یادداشت مؤلف). سبعی که بچه ها را رباید و خورد. || بواسیر لحمی رحم. (یادداشت مؤلف). || سخت مولع به پسران. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بچهخوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر