معنی بو یافتن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) نصیبی یافتن. بهره ای بردن : منت ایزد را که رنجم چون صبا ضایع نشد عاقبت بویی از آن سیب زنخدان یافتم. صائب (از آنندراج). و بمعنی دوم نیز ایهام دارد. || سراغ یافتن. (آنندراج). || مجازاً، اثری پیدا کردن از چیزی. نشانی از کسی یا چیزی یافتن.
کلمات همقافیه با «بو یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر