معنی بویدان
3 بازدید
(اِ مرکب) ظرفی را گویند که در آن چیزی از عطریات کرده باشند. (برهان). ظرفی که در آن چیزهای معطر نهند. (فرهنگ فارسی معین). ظرفی که در آن عطر و بوی خوش کنند و آنرا بعربی جونه گویند. (آنندراج) (انجمن آرا) (از رشیدی). جونه. سلهٔ خرد عطاران که چرم بر آن کشیده باشند. (منتهی الارب). جونه. (نصاب الصبیان) (زمخشری). عتیده. (مهذب الاسماء). طبله. عطردان.
کلمات همقافیه با «بویدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر