معنی بوگندی
8 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) متعفن. دارای بوی بد. || آدم بد سر و وضع و کثیف. (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «بوگندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر