معنی بونده
8 بازدید
[ بُ وُ دَ / دِ ] (ص) آهسته. (رشیدی) (جهانگیری). مرد آهسته و باتمکین. (برهان). مرد آهسته و با هیبت و نخوت. (انجمن آرا). مرد باحیا و باشرم. سلیم و ملایم. باوقار و باتمکین. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).[ بُ وَ دَ / دِ ] (ص) مرد با هستی و هیبت و صاحب نخوت. (برهان) (ناظم الاطباء). رجوع به کلمات ماقبل شود.
کلمات همقافیه با «بونده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر