معنی بوند
7 بازدید
[ بُ وُ ] (اِ) نرمی و ملایمت و مسالمت و حلم. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس). آهستگی. (برهان) (جهانگیری) (رشیدی) (انجمن آرا).[ بُ وَ / وِ ] (ص، اِ) مرد آهسته. || مرد صاحب نخوت و هستی را گویند. (برهان). مردم صاحب نخوت و تکبر و مردم مغرور و خودبین. (ناظم الاطباء). || درختی را گویند که هرگز بار و ثمر نیاورد. (آنندراج). رجوع به بُوَه شود.
کلمات همقافیه با «بوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر