معنی بوسیده
[ دَ / دِ ] (ن مف) کسی که او را بوسیده باشند. (فرهنگ فارسی معین). || کهنه و فرسوده و مندرس و در اصل ببای فارسی است و به بای عربی شهرت گرفته. (غیاث) (آنندراج). رجوع به پوسیده شود.
کلمات همقافیه با «بوسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر