معنی بوزنجرد
6 بازدید
[ زَ جِ ] (اِخ) قریه ای است از قراء همدان در یک منزلی و آن طرف ساوه است و از آنجا است: ابویعقوب یوسف بن ایوب بن یوسف بن حسن بن وهرة همدانی بوزنجردی. (از لباب الانساب) (از معجم البلدان).[ زَ جِ ] (اِخ) قریه ای است از قراء مرو در طرف دشت. از آنجا است: ابواسحاق ابراهیم بن هلال بن عمروبن سیاوش هاشمی بوزنجردی. (لباب الانساب) (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بوزنجرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر