معنی بوزمه
4 بازدید
[ زَ مَ / مِ ] (اِ) گیاه خوشبو. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به بوزمند شود.
کلمات همقافیه با «بوزمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر