معنی بوریا کوبی
5 بازدید
(حامص مرکب) کنایه از ضیافتی باشد که در خانهٔ نو کنند. جشنی که بعد از ساختن خانه و عمارت کنند. (ناظم الاطباء) (برهان) (آنندراج). کنایه از آن است که چون خانهٔ نو بسازند، مردم را به مهمانی طلبند. (انجمن آرا). عذار. عذیر. عذیره. وکیره. حتیره. مهمانی بنا. ولیمهٔ بنا. ولیمهٔ خانهٔ نو: (یادداشت بخط مؤلف): مسجدی هرکه ساخت پا کوبی کند از ذوق بوریاکوبی. یحیی شیرازی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بوریا کوبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر