معنی بود و نابود
5 بازدید
[ دُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) وجود و عدم. || دارایی و تنگدستی و غنا و فقر. || هر چیز موجود و حاضر. || هر چیز آینده. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بود و نابود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر