معنی بود شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) بوجود آمدن. هست شدن : آنگهی کآنچه نیست بوده شود یا چو این بود شد بفرساید.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بود شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر