معنی بوتقه
6 بازدید
[ تَ قَ / قِ ] (ع اِ) معرب بوتهٔ فارسی، که بوتهٔ زرگری باشد. (از آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به بوته شود.
کلمات همقافیه با «بوتقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر