معنی بوتراب
6 بازدید
[ تُ ] (اِخ) کنیت حضرت علی علیه السلام، چرا که روزی آن جناب در حالت غم و غصه بر زمین مسجد استراحت فرمودند، پیغمبر (ص) آمده رخسار و اندام ایشان را از خاک، گردآلوده دیده، از راه شفقت برای بیدار کردن فرمود: قم یا اباتراب. از آن روز این کنیت مقرر گشت و به آن کنیت تفاخر میکرد. و بوتراب در اصل ابوتراب است که فارسیان الف را اکثر حذف میکنند. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء): که شود سخت زود دیو لعین زیر نعلین بوتراب تراب.ناصرخسرو. به بوتراب که شاه بهشت و کوثر اوست فدای کعب و ترابش کواعب و اتراب. خاقانی. شاه چو صبح دوم هست جهانگیر از آن هم دل بوالقاسم است، هم جگر بوتراب. خاقانی. رجوع به ابوتراب شود.
کلمات همقافیه با «بوتراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر