معنی بوبرد
6 بازدید
[ بُ ] (اِ) بلبل را گویند که بتازی عندلیب خوانند. (برهان). بلبل. (انجمن آرا) (رشیدی). بوبر. بوبردک. بلبل. (فرهنگ فارسی معین): نمیدانی که سیمرغم که گرد قاف میگردم نمیدانی که بوبردم که در گلزار میگردم. مولوی. رجوع به بوبر و بوبردک شود.
کلمات همقافیه با «بوبرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر