معنی بوبراقش
5 بازدید
[ بَ قِ ] (ع اِ مرکب) بوقلمون. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). رجوع به ابوبراقش در همین لغت نامه و الجماهر بیرونی ص ۷۵ شود.
کلمات همقافیه با «بوبراقش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قش» برای سرودن شعر