معنی بواری
4 بازدید
[ بَ ] (ع ص، اِ) بوریافروش . (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ بَ ] (ع ص نسبی) نسبتی است به بوریا که حصیر باشد. (الانساب سمعانی).[ بَ ] (اِخ) لقب حسن بن الربیع شیخ بخاری و مسلم. (منتهی الارب) (از لباب الانساب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر