معنی به توپ بستن
6 بازدید
[ بِ بَ تَ ] (مص مرکب)جائی یا چیزی را هدف توپ قرار دادن: محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ بست؛ یعنی آنجا را با توپ خراب و ویران کرد. || کسی را بر دهانهٔ توپ بستن و توپ را آتش کردن، چنانکه محکوم پاره پاره شود. و رجوع به توپ شود.
کلمات همقافیه با «به توپ بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر