معنی به آمدن
6 بازدید
[ بِ هْ مَ دَ ] (مص مرکب) خوب شدن. (ناظم الاطباء). خوش آمدن. کامران شدن. (آنندراج). خوب شدن. نیک شدن. (فرهنگ فارسی معین): مرا جنگ دشمن به آید ز ننگ یکی داستان زد بر این بر پلنگ.فردوسی.
کلمات همقافیه با «به آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر