معنی بهیدن
4 بازدید
[ بَ دَ ] (مص) فشار دادن و افشردن. || با دو دست چسبیدن. || با پا فشردن و لگد زدن و پایمال کردن. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «بهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر