معنی بهم پیوستن
7 بازدید
[ بِ هَ پَ / پِ وَ تَ ] (مص مرکب) با هم متصل شدن. ملحق شدن. بهم آمدن : و دیگر آنکه پند و حکمت و لهو و هزل بهم پیوستند. (کلیله و دمنه). هر دو شق بهم پیوست. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «بهم پیوستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر