معنی بهم دوختن
6 بازدید
[ بِ هَ تَ ] (مص مرکب) یکی کردن. بهم پیوستن : گر زمین و زمان بهم دوزی ندهندت زیاده از روزی. ؟ (از یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «بهم دوختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر