معنی بهم اندر شدن
6 بازدید
[ بِ هَ اَ دَ شُ دَ ] (مص مرکب) در یکدیگر فرورفتن : چندان بزند نیزه که نیزه بخروشد بندش بهم اندر شود از بس که بکوشد. منوچهری.
کلمات همقافیه با «بهم اندر شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر