معنی بهم آمیختن
7 بازدید
[ بِ هَ تَ ] (مص مرکب) درهم و مخلوط شدن. مخلوط کردن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بهم آمیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر