معنی بهرة
6 بازدید
[ بُ رَ ] (ع اِ) زمین فراخ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || میانهٔ وادی. (منتهی الارب) (آنندراج). میان وادی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - بهرةالحلقه؛ میانهٔ آن . (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - بهرةالفرس؛ میانهٔ آن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - بهرةاللیل؛ میانهٔ آن. (منتهی الارب). میان شب. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). - بهرةالوادی؛ میان آن. (از معجم البلدان). - بهرةالیوم؛ میان روز. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بهرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر