معنی بهرامی
4 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به بهرام. رجوع به بهرامی شود.[ بَ ] (اِخ) ابوالحسن علی سرخسی. از شاعران عصر اول غزنوی است او در علوم ادبی ماهر و معروف بود. او راست: «غایةالعروضین» یا «غایةالعروضیین». «کنزالقافیه» و «خجسته نامه»... وفاتش ظاهراً در اوایل قرن پنجم اتفاق افتاده است. (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به ابوالحسن بهرامی در همین لغت نامه و مجمع الفصحا ج ۱ ص ۱۷۳ و حاشیهٔ چهارمقالهٔ عروضی و لباب الالباب ج ۲ ص ۵۵ و ۵۷ شود.
کلمات همقافیه با «بهرامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر