معنی واژه بهدانه
5 بازدید
[ بِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) تخم بهی. (ناظم الاطباء). دانهٔ میوهٔ به (آبی) که در طب قدیم مستعمل بود. تخم بهی. (فرهنگ فارسی معین). دانه میوهٔ به که به دانه مینامند و در داروسازی و عطرسازی بکار میبرند و جزو صادرات کشور بشمار میرود. (از جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۴۲). دانهٔ آبی. هستهٔ بهی. حب السفرجل. || دانهٔ بهتر. خال زیباتر: بر آتش رخ زیبای او بجای سپند بغیر خال سیاهش که دید بهدانه.حافظ.