معنی بها افکندن
9 بازدید
[ بَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) بقیمت آوردن. ارزش چیزی را تعیین کردن : ده هزار گوسفند از آن من که بدست وی است میش و بره درساعت که این نامه بخواند در بها افکند و به نرخ روز بفروشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰۶).
کلمات همقافیه با «بها افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر