معنی بهاور
6 بازدید
[ بَ وَ ] (ص مرکب) (از: بها +ور، اداة اتصاف) بمعنی بهاگیر است که چیزی بسیارقیمت و پربها باشد. (برهان). متاع قیمتی و گرانمایه. (آنندراج). بهاگیر. پرقیمت. گرانبها: بهاور درّی از دستم برون برد به نیرنگ و به افسون دهرغدار.ابوالخطیر. چون بهاور گهر بیش بها هنر اندر گهرش تضمین است. ابوالفرج رونی. قطره ز سفر شود بگوهر گوهر به سفر شود بهاور.خاقانی. رجوع به بهاگیر شود.
کلمات همقافیه با «بهاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر