معنی بهانه گرفتن
6 بازدید
[ بَ نَ / نِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) بهانه گیری. پی موضوع مجعول گردیدن. ایراد گرفتن : صوفی و کنج خلوت سعدی و طرف صحرا صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهانه.سعدی. نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر.حافظ. و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «بهانه گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر