معنی بهانه آوردن
5 بازدید
[ بَ نَ / نِ وَ دَ ] (مص مرکب) عذر نابجا عرضه کردن. دست آویز یافتن. با دلایل نابجای شانه خالی کردن از امری : اگر بهانه آرد و آن حدیث قاید منجوق در دل وی مانده است، این حدیث طی باید کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۴۳). || سخن بیهوده نمودن.
کلمات همقافیه با «بهانه آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر