معنی بهار دادن
5 بازدید
[ بَ دَ ] (مص مرکب) در فصل بهار با اتباع و حشم در جایی اقامت گزیدن. (فرهنگ فارسی معین). || سبزه خورانیدن ستور را. فصل بهار در نزهتگاهی ماندن و ستور را بچرا داشتن. (یادداشت بخط مؤلف): در سنهٔ عشر و خمسمائهٔ (۵۱۰ هـ . ق.)... سنجربن ملکشاه... بدشت تروق بهار داد و ماه آنجا مقام کرد. (چهارمقاله).
کلمات همقافیه با «بهار دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر