معنی بهارافشان
5 بازدید
[ بَ اَ ] (نف مرکب) شکوفه پاشان. گل افشان. (ناظم الاطباء): با گریبان بهارافشان چو پیدا شد ز دور بر تن مجلس نشینان جامه بوی گل گرفت. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بهارافشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر