معنی بهارآلود
5 بازدید
[ بَ ] (ن مف مرکب) بهارآلوده. زیبا. (فرهنگ فارسی معین). لطیف : می به جامم می کند چشم خمارآلود تو گل به طرحم میدهد روی بهارآلود تو. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بهارآلود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر